|
یکشنبه، ۰۱ آذر ۱۳۸۸ | ۲۲ نوامبر ۲۰۰۹ | ۱۲:۰۰
“آرامش” (یا صلح-آشتی-سلامتی) در کتابمقدس به چه معناست؟ بررسی ابعاد مختلف آرامش و صلح در رابطه با خدا، در رابطه با خودمان و با در رابطه با دیگران...
آرامش، ثمرهای برای همۀ فصلها
غلاطیان ۵: ۲۲- ۲۳ (همینطور رومیان ۸: ۱۷-۱)
- تخمین زده میشود كه چیزی كمتر از ۸ درصد از در كل تاریخ ثبت شده بشر را بتوان "زمان صلح" نامید!
- در ۳۲ قرن گذشته مجموع زمانی كه دنیا در صلح به سر برده كمتر از ۳۰۰ سال است.
- تاریخدانان میگویند كه در همین ۳۰۰ سال گذشته، اروپا به تنهایی ۲۸۶ جنگ به خود دیده!
- از سال ۱۵۰۰ قبل از میلاد تا ۱۸۶۰ میلادی بیش از ۸۰۰۰ پیمان صلح به امضا رسیده كه قرار بوده دائمی و ابدی باشند اما از میانگین عمر این پیماننامهها فقط دو سال بوده است!!
بی شك تا وقتی آدمیان با خودشان، با دیگران و حتی با خدا سر جنگ دارند آرامش ثمرهای مهم و شاخصه مهمی برای مسیحیان میتواند باشد. اما منظور ما از آرامش چیست؟
تعریف كتابمقدس از آرامش
معنی آن در مفهوم كتاب مقدسی عبارت است از: " یک جور آرامش و سكنی که ناشی از وجود نظمی خاص است."
به قول آگوستین، یكی از آبای شهیر كلیسا، "این نظم وضعیت قرار گرفتن دو چیز نابرابر كنار هم است به شكلی كه هر یك جایگاه بایسته خود را پیدا میكنند" (شهر خدا، ص ۹۳۸)
عهد عتیق
در كتاب مقدس كلمه «سلامتی» و «آرامش» به صورت مترادف به كار رفتهاند. علت این ترادف نیز همریشه بودن این دو كلمه است. در عبری كلمۀ شالوم (معادل سلام) برای آن استفاده میشود كه یكی از صفات خداست (یهوه شالوم یا خدای سلامتی، صلح یا آرامش) داوران ۶: ۲۴ {همچنین روم ۱۶: ۲۰}.
پس یهوه شالوم یعنی خدای آرامش و سلامتی. از طرفی این بدان معنی است كه منبع آرامش و سلامتی شما هم خداست (اشعیا ۴۸: ۱۹-۱۷) این سلامتی را پدر آسمانی از طریق عیسی مسیح به آدمیان عطیه كرده است كه یكی از القاب او «سرور سلامتی» یا «شاهزاده صلح و آرامش» است. (اشعیا ۹: ۶)
عهد جدید
مسیح فرمود «اینها را به شما گفتم تا در من آرامش داشته باشید. در دنیا برای شما زحمت خواهد بود؛ امّا دل قوی دارید، زیرا من بر دنیا غالب آمدهام» (یوحنا ۱۶: ۳۳ و ۱۴: ۲۷)
مسیح خوب میدانست كه یک مسیحی چقدر به این آرامش نیازمند است و چه قدر دچار "اضطراب ناشی از بی نظمی" خواهد شد. مسیحیان یك پایشان در این دنیا گیر است و یك پایشان هم در پادشاهی خدا. در یكی «زحمت» هست و در یكی «آرامش». مسیح میفرماید راه حفظ این آرامش و سكنی (equilibrium) آن است كه در من بمانید.
شما یا مطابق معیارها و ارزشهای «دنیا و نفس» زندگی میكنید و در نتیجه آشفتگی، زحمت، تشویش، و ناآرامی دامنگیر زندگی شما میشود. یا «در مسیح» میمانید و از آرامش او برخوردار میشوید.
آرامش به عنوان ثمره روح
خلاصه این فصل از رساله به غلاطیان هم این است كه مسیح ما را آزاد کرد تا آزاد باشیم. نه اینكه بار دیگر گرفتار یوغ بندگی شویم (آیه ۱). یكی بندگی شریعت و شریعتگرایی (آیات ۲- ۱۲) و دیگری بندگی نفس و خواستههای آن (آیات ۱۳- ۱۷). "شما به آزادی فرا خوانده شدهاید، تا ... با محبت، یکدیگر را خدمت کنید."
به آنها كه گرفتار بندگی شریعت هستند (حاجی گیرینوف!) میگوید: مگر خلاصه شریعت در یك حكم خلاصه نمیشود كه «همسایهات را همچون خویشتن محبت نما». اما برخی از شما شریعت و دیانت و روحانیت را هم وسیله «گزیدن و دریدن یكدیگر» كردهاید.
برای آنها كه گرفتار بندگی نفس هستند میگوید: تمایلات نفس بر خلاف روح است. اما شما كه به مسیح تعلق دارید نفس و هوسها و تمایلاتش را بر صلیب كشیدهاید. خودپسندی، حسادت و امسال این صفات نباید بر شما غالب باشد.
كسانی كه گرفتار بندگی شریعت یا نفس هستند، هنوز «در دنیا» هستند و دیگر آزاد نیستند. در نتیجه آرامش هم ندارند. عدم آرامش، و صلح و سلامتی را میتوان در روابط آنها با خدا، با خودشان، و با دیگران مشاهده كرد (اعمال نفس- آیات ۱۸ تا ۲۱).
در مقابل آرامش هم ثمره خود را در رابطه شخص با خدا، با خودش و با دیگران نشان میدهد. پس از آنجا كه به هم خوردن آرامش و صلح ابعاد مختلفی دارد، خود آرامش هم چند بُعدی است. بُعد روحانی دارد، بُعدی روحی روانی، و بُعدی روابطی.
۱) آرامش برای روح
كتاب مقدس به ما تعلیم میدهد كه خدا همه چیز را خلق كرد و نیكو بود. اما به خاطر گناه نظم و آرامش به هم ریخت. آشفتگی در نتیجه عدم هماهنگی انسان با خواست خدا پدید آمده است. تصور كنید شهری را كه شهروندانش دیگر به خواست شهردار تمكین نكنند و هر كس ساز خود آواز كند! مگر میتوان در آن شهر روی آرامش به خود دید. آرامش كه رفت، امید هم میرود. دوره جنگها كه طولانی میشود آمار خودكشی هم بالا میرود. یا مثلا این روزها بازار اقتصاد، آشفته بازار است و ناامیدی هم در آن موج میزند.
اما خبر خوش كتابمقدس این است كه «سرور صلح و آرامش» یعنی عیسی مسیح، این آشتی، صلح و آرامش را بین ما و خدا برقرار كرد.
پس چون از راه ایمانْ پارسا شمرده شدهایم، میان ما و خدا بهواسطۀ خداوندمان عیسی مسیح صلح برقرار شده است. (رومیان۵:۱)
او سركشی، نظم و قانون شكنی ما را بر خود گرفت، تا ما تبرئه شویم. او صلح، آشتی و امید را به ارمغان آورد.
وقتی مسیح بر صلیب بود، یكی از كسانی كه محبتش كرده بود به او خیانت كرد؛ بسیاری كه خدمتشان كرده بود فریاد میزدند مصلوبش كن، مصلوبش كن؛ یكی دیگر از شاگردانش او را انكار كرده بود؛ بیشترشان هم پراكنده شدند و او را در سخترین ساعات همراهی نمیكردند. اما بعد از رستاخیز خود از مردگان نزد آنها رفت، فكر میكنید به آنها چه گفت؟ اینكه "شماها دیگه چه آدمهای نمك نشناسی هستید؟ پطرس خان نگفتم تو انكارم میكنی؟ شماها كجا بودید وقتی به شما احتیاج داشتم؟..." خیر؛ او فرمود "سلامتی (آرامش) بر شما باد"
۲) آرامش برای روان
پولس در رساله به فیلیپیان چند نكته را به عنوان پند و اندرز در خاتمه بیان میكند. «همیشه در خداوند شاد باشید؛ ... بگذارید حلم شما بر همگان آشکار باشد... برای هیچ چیز نگران نباشید...!»
ولی واقعیت زندگی این است كه ما مصیبت به سراغمان میآید، ممكن است شادیمان را از دست بدهیم ... گاهی رفتارهایی (ظالمانه) میبینیم كه از كوره در میرویم، حلم نمیماند ... بالاخره كرایه خانه، خرج زندگی و بیمه و درس و تحصیل و ... داریم، چطور نگران نباشیم؟ این كه در عقل نمیگنجد!
ممكن است برخی از شما هم با بار سنگینی آمدهاید؛ شاید از چیزی نگرانید؛ شاید در زندگی با مشكلی روبرو هستید؛ شاید دچار احساس تقصیر یا احساس گناهید. شاید نگرانی مالی دارید. شاید زندگی شما دچار یك بلاتكلیفی زجرآور شده...
یادمان باشد كه پولس هم هنگام نوشتن این نامه شرایط ایدهآلی نداشت. او در زندان و در انتظار محاكمه بود. محاكمهای كه شاید در آن با حكم مرگش روبرو میشد. مطمئنم كه نگران نبودن و آرامش داشتن در عقل او هم نمیگنجید. برای همین میگوید:
بدینگونه، آرامش خدا که فراتر از تمامی عقل است، دلها و ذهنهایتان را در مسیح عیسی محفوظ نگاه خواهد داشت (فیلیپیان ۴: ۷)
به عبارتی، خدا به محدودیتهای ما واقف است، او به آنانی كه با او "صلح" كردهاند "آرامش خدا" را عطا میكند كه فراتر از تمامی عقل است. این آرامش قادر است در شرایط بحرانی هم دل و ذهن ما را محفوظ بدارد.
این كه مادری برای ۵ سال از فرزند در حال مرگش مراقبت كند، و هر سال سلامت این بچه تحلیل برود، اما وقتی از او میپرسند میگوید: «میدانم خدا دوستش دارد. و تا وقتی پیش من است، من هم او را محبت میكنم، وقتی هم رفت در دستهای شخصی دلسوزتر از من است.» كجایِ این آرامش در عقل میگنجد؟
شاید خواندن این آیه تشویق خوبی برای ما در این قسمت باشد:
"همۀ نگرانیهای خود را به او بسپارید زیرا او به فکر شما هست." (اول پطرس۵: ۷)
۳) آرامش برای روابط
یكی دیگر از جنبههای آرامشی كه در روح است داشتن آرامش، یا صلح، یا یگانگی با یكدیگر است. این كالای نادری است!
شاید شما هم شنیده باشید كه برخی به افتخار از یك صفت خود صحبت میكنند «كه برای من، حرف، حرف خودمه» یا «باید بروی آنقدر بحث كنی و داد و فریاد كنی كه حرفت را به كرسی بنشانی»...
اما كلیسا كه اینطور نیست؛ هست؟ ما همه انسانهای دگرگون شده، مقدس ... هستیم. اینطور است؟ - خیر
برای همین شما هم حتماً توجه كردهاید كه اكثر «اعمال نفس» كه در این قسمت نام برده شده به جنبه روابطی اشاره دارد. این به خاطر مشكل خاص كلیسای غلاطیه بود. آنها مشكلاتی با هم پیدا كرده بودند. آن نظم، یگانگی را از دست داده بودند یا در حال از دست دادنش بودند. و حتماً باز توجه كردهاید كه اغلب صفات یا اعمالی كه به عنوان ثمره روح نام برده شده هم به همین جنبه روابطی اشاره دارند.
یك عده یهودی، یك عده غیریهودیان بودند. حالا یهودیها میخواستند برخی از رسوم خاص فرهنگ خودشان را در قالب یك حكم شرعی اصل ایمان جلوه دهند و لابد چند تا آیه و ... هم در توجیهش جفت و جور كنند و به این صورت غیر یهودیان را به رعایت آن وادار كنند. توصیه پولس به الهام خدا برای همه كلیساهایی كه چنین مشكلی داشتند این بود كه به یاد داشته باشید كه:
(الف) مسیح دیوار جدایی را فرو ریخته و دیگر بیگانه و اجنبی وجود ندارد. زیرا چه یهودی چه غیر یهودی به واسطه خون مسیح با خدا آشتی داده میشوند. و (ب) مسیح از همه هموطن و عضو خانوادۀ خدایند. (افسسیان۲: ۱۱- ۲۲)
پس اگر اختلافی هم بود، مسیحی كه نشانه او برخورداری از "آرامش مسیح" است، طور دیگری عمل میكند. پولس در رساله فیلیپیان دو همكار خودش در خدمت (اِفُودیه و سینتیخی) را اسم میبرد (فیلیپیان۴: ۳-۲) و از آنها استدعا میكند كه در خداوند یك رأی باشند. ظاهراً اختلافی بینشان بوده.
اما چرا وسط یك نامه عمومی به كلیسا این مطرح شود كه بعد برای دو هزار سال توسط میلیونها نفر خوانده شود. اتفاقاً شاید بد نباشد كه چنین اختلافاتی ذكر شده كه (الف) ما خادمین كلیسای اولیه را هم از جنس خودمان بدانید (ب) از روش و چارهای كه رسولان برای مشكل آنها تجویز كردند هم باخبر شویم.
روش: (۱) پولس جانبداری نمیكند. (۲) از آنها میخواهد به عنوان ایمانداران بالغ خودشان به یك رأیی برسند. او آنها را وادار نمیكند كه به حكم حكومتی او تن دهند. (۳) شخص امینی (اکْلیمِنتُس) را به عنوان كمك و مشاور به آنها معرفی میكند. این شخص هم حتما میدانست كه مسیح صلح دهندگان را فرزندان خدا نامید.
چگونه صاحب این آرامش شویم؟
در كسب «آرامشی كه ثمره روح است» سهمی را خدا داراست و سهمی را ما.
- وقتی به صلح و آشتی و آرامش در رابطه با خدا نیاز داشتیم روح خدا هادی ما به ایمان و توبه بود
- وقتی به آرامش و سكنی درون، و آشتی با خودمان احتیاج داشتیم، روح خدا به روح ما شهادت میداد كه فرزندان خداییم.
- وقتی «دشمنی، ستیزهجویی، رشک، خشم؛ جاهطلبی، نفاق، دستهبندی، حسد ...» در روابط ما قصد نفوذ پیدا میكنند، روح به یادمان میآورد كه «کنندگان چنین کارها پادشاهی خدا را به میراث نخواهند برد»
اما سهمی هم ما در پاسخ به دعوت خدا داریم كه بسیار جدی است. دعوت كلام خدا به اینكه «به روح رفتار كنید» ظاهری و فرمایشی نیست. كسب این آرامش یك تصمیم هم هست.
بهسعی تمام بکوشید تا آن یگانگی را که از روح است، بهمدد رشتۀ صلح حفظ کنید. (افسسیان ۴: ۳)
پس بیایید آنچه را که موجب برقراری صلح و صفا و بنای یکدیگر میشود، دنبال کنیم. (رومیان ۱۴: ۱۹)
«هرکه دوستدار حیات است ... باید از بدی روی بتابد و نیکویی پیشه کند؛ و در پی صلح باشد و آرام بجوید.»
(اول پطرس۳: ۱۱)
خاتمه
آرامش؛ ثمره یا میوهای چهار فصل!!
همانطور كه قبلاً شنیدیم آن «شادی» كه ثمره روح است فقط یك احساس "الكی خوش" بودن نیست بلكه شادی دلیلمند است. «آرامش» هم دلیلمند است. آرامش ما فقط یك نئشگی و خلسه دائمی نیست.
- این آرامش روحانی، این سكنی و تسلی ناشی از برقراری آشتی و مشاركت ما با خداست؛
- این آرامش روحی-روانی ناشی از اعتماد و توكل ما به خدا در نیازها و محدودیتهایمان است.
- این صلح و یگانگی و آرامش در روابط ما ناشی از آگاهی به این حقیقت است كه همه ما به یك اندازه گناه كرده و از جلال خدا قاصر بودهایم و حالا به فیض او، افتخار یافتهایم كه در مسیح هموطن و عضو خانواده خدا بشویم.
یك جوان ۲۴ ساله كانادایی به نام دنی سیمپسون به جرم سرقت از بانك در اتاوا دستگیر و بعد به خاطر سرقت ۶۰۰۰ هزار دلار به شش سال زندان محكوم شد. اما اسلحهای را كه با آن مرتكب دزدی شده بود به موزه سپردند. او یك كلت كالیبر ۴۵ نیمه اتوماتیك را استفاده كرده بود كه اتفاقاً عتیقهای بود دست ساز و قیمتی؛ به ارزش ۱۰۰ هزار دلار!!! اگر دنی سیمپسون میدانست كه چیزی به این با ارزشی در دستش دارد شاید به این سرقت دست نمیزد.
گاهی مسیحیان هم به دنبال آرامش هستند؛ در مذهب، در فرمولهای عجیب و غریبی که از این و آن میشنوند، غافل از اینکه آرامش در دسترس آنهاست. چشمان خدا بیش از ۲۰۰۰ سال است كه به دنبال كسانی میگردد كه در پی صلح و "آرامی با او"، باشند؛ در پی "آرامش او" برای دلهای آشوبزده و نگران خود باشند، و در پی صلح و آشتی با همنوعان خود هستند.
متی ۱۱: ۲۸ تا ۳۰
«بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید. یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا ملایم و افتادهدل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک«.
آرامش، ثمرهای برای همۀ فصلها غلاطیان ۵: ۲۲- ۲۳ (همینطور رومیان ۸: ۱۷-۱)
- تخمین زده میشود كه چیزی كمتر از ۸ درصد از در كل تاریخ ثبت شده بشر را بتوان "زمان صلح" نامید! - در ۳۲ قرن گذشته مجموع زمانی كه دنیا در صلح به سر برده كمتر از ۳۰۰ سال است. - تاریخدانان میگویند كه در همین ۳۰۰ سال گذشته، اروپا به تنهایی ۲۸۶ جنگ به خود دیده! - از سال ۱۵۰۰ قبل از میلاد تا ۱۸۶۰ میلادی بیش از ۸۰۰۰ پیمان صلح به امضا رسیده كه قرار بوده دائمی و ابدی باشند اما از میانگین عمر این پیماننامهها فقط دو سال بوده است!! بی شك تا وقتی آدمیان با خودشان، با دیگران و حتی با خدا سر جنگ دارند آرامش ثمرهای مهم و شاخصه مهمی برای مسیحیان میتواند باشد. اما منظور ما از آرامش چیست؟
تعریف كتابمقدس از آرامش
فارسی: آرامش، آرامی، سلامتی و صلح / انگلیسی: Peace / یونانی: εἰρήνη [eirēnē] معنی آن در مفهوم كتاب مقدسی عبارت است از: " یک جور آرامش و سكنی که ناشی از وجود نظمی خاص است." به قول آگوستین، یكی از آبای شهیر كلیسا، "این نظم وضعیت قرار گرفتن دو چیز نابرابر كنار هم است به شكلی كه هر یك جایگاه بایسته خود را پیدا میكنند" (شهر خدا، ص ۹۳۸) عهد عتیق حتما متوجه شدهاید كه در كتاب مقدس كلمه «سلامتی» و «آرامش» به صورت مترادف به كار رفتهاند. علت این ترادف نیز همریشهگی این دو كلمه است. در عبری كلمۀ شالوم (معادل سلام) برای آن استفاده میشود كه یكی از صفات خداست (یهوه شالوم یا خدای سلامتی، صلح یا آرامش) داوران ۶: ۲۴ {همچنین روم ۱۶: ۲۰}. در این روایت جدعون ملاقاتی با فرشته خداوند دارد، بعد كه متوجه میشود كسی كه ملاقات كرده فرشته یا فرستاده خداست، نگران میشود كه مبادا در اثر برخورد با این موجود ملكوتی بمیرد. نوشته شده "فرشته ویرا گفت سلامتی بر تو باد. مترس نخواهی مرد. پس جدعون در آنجا برای خداوند مذبحی بنا كرد و آنرا یهوه شالوم نامید ..." پس یهوه شالوم یعنی خدای آرامش و سلامتی. از طرفی این بدان معنی است كه منبع آرامش و سلامتی شما هم خداست (اشعیا ۴۸: ۱۹-۱۷) این سلامتی را پدر آسمانی از طریق عیسی مسیح به آدمیان عطیه كرده است كه یكی از القاب او «سرور سلامتی» یا «شاهزاده صلح و آرامش» است. (اشعیا ۹: ۶) عهد جدید پس جای تعجبی نیست اگر مسیح فرمود «اینها را به شما گفتم تا در من آرامش داشته باشید. در دنیا برای شما زحمت خواهد بود؛ امّا دل قوی دارید، زیرا من بر دنیا غالب آمدهام«. (یوحنا ۱۶: ۳۳ و ۱۴: ۲۷)
مسیح خوب میدانست كه یک مسیحی چقدر به این آرامش نیازمند است و چه قدر دچار "اضطراب ناشی از بی نظمی" خواهد شد. مسیحیان یك پایشان در این دنیا گیر است و یك پایشان هم در پادشاهی خدا. در یكی «زحمت» هست و در یكی «آرامش». مسیح میفرماید راه حفظ این آرامش و سكنی (equilibrium) آن است كه در من بمانید.
شما یا مطابق معیارها و ارزشهای «دنیا و نفس» زندگی میكنید و در نتیجه آشفتگی، زحمت، تشویش، و ناآرامی دامنگیر زندگی شما میشود. یا «در مسیح» میمانید و از آرامش او برخوردار میشوید.
آرامش به عنوان ثمره روح
خلاصه این فصل از رساله به غلاطیان هم این است كه مسیح ما را آزاد کرد تا آزاد باشیم. نه اینكه بار دیگر گرفتار یوغ بندگی شویم (آیه ۱). یكی بندگی شریعت و شریعتگرایی (آیات ۲- ۱۲) و دیگری بندگی نفس و خواستههای آن (آیات ۱۳- ۱۷). "شما به آزادی فرا خوانده شدهاید، تا ... با محبت، یکدیگر را خدمت کنید." به آنها كه گرفتار بندگی شریعت هستند (حاجی گیرینوف!) میگوید: مگر خلاصه شریعت در یك حكم خلاصه نمیشود كه » همسایهات را همچون خویشتن محبت نما«. اما برخی از شما شریعت و دیانت و روحانیت را هم وسیله «گزیدن و دریدن یكدیگر» كردهاید. برای آنها كه گرفتار بندگی نفس هستند میگوید: تمایلات نفس بر خلاف روح است. اما شما كه به مسیح تعلق دارید نفس و هوسها و تمایلاتش را بر صلیب كشیدهاید. خودپسندی، حسادت و امسال این صفات نباید بر شما غالب باشد. كسانی كه گرفتار بندگی شریعت یا نفس هستند، هنوز «در دنیا» هستند و دیگر آزاد نیستند. در نتیجه آرامش هم ندارند. عدم آرامش، و صلح و سلامتی را میتوان در روابط آنها با خدا، با خودشان، و با دیگران مشاهده كرد (اعمال نفس- آیات ۱۸ تا ۲۱). در مقابل آرامش هم ثمره خود را در رابطه شخص با خدا، با خودش و با دیگران نشان میدهد. پس از آنجا كه به هم خوردن آرامش و صلح ابعاد مختلفی دارد، خود آرامش هم چند بُعدی است. بُعد روحانی دارد، بُعدی روحی روانی، و بُعدی روابطی. ۱) آرامش برای روح كتاب مقدس به ما تعلیم میدهد كه خدا همه چیز را خلق كرد و نیكو بود. اما به خاطر گناه نظم و آرامش به هم ریخت. آشفتگی در نتیجه عدم هماهنگی انسان با خواست خدا پدید آمده است. تصور كنید شهری را كه شهروندانش دیگر به خواست شهردار تمكین نكنند و هر كس ساز خود آواز كند! مگر میتوان در آن شهر روی آرامش به خود دید. آرامش كه رفت، امید هم میرود. دوره جنگها كه طولانی میشود آمار خودكشی هم بالا میرود. یا مثلا این روزها بازار اقتصاد، آشفته بازار است و ناامیدی هم در آن موج میزند. اما خبر خوش كتابمقدس این است كه «سرور صلح و آرامش» یعنی عیسی مسیح، این آشتی، صلح و آرامش را بین ما و خدا برقرار كرد.
پس چون از راه ایمانْ پارسا شمرده شدهایم، میان ما و خدا بهواسطۀ خداوندمان عیسی مسیح صلح برقرار شده است. (رومیان۵:۱)
او سركشی، نظم و قانون شكنی ما را بر خود گرفت، تا ما تبرئه شویم. او صلح، آشتی و امید را به ارمغان آورد. وقتی مسیح بر صلیب بود، یكی از كسانی كه محبتش كرده بود به او خیانت كرد؛ بسیاری كه خدمتشان كرده بود فریاد میزدند مصلوبش كن، مصلوبش كن؛ یكی دیگر از شاگردانش او را انكار كرده بود؛ بیشترشان هم پراكنده شدند و او را در سخترین ساعات همراهی نمیكردند. اما بعد از رستاخیز خود از مردگان نزد آنها رفت، فكر میكنید به آنها چه گفت؟ اینكه "شماها دیگه چه آدمهای نمك نشناسی هستید؟ پطرس خان نگفتم تو انكارم میكنی؟ شماها كجا بودید وقتی به شما احتیاج داشتم؟..." خیر؛ او فرمود "سلامتی (آرامش) بر شما باد" ۲) آرامش برای روان پولس در رساله به فیلیپیان چند نكته را به عنوان پند و اندرز در خاتمه بیان میكند. «همیشه در خداوند شاد باشید؛ ... بگذارید حلم شما بر همگان آشکار باشد... برای هیچ چیز نگران نباشید...!» ولی واقعیت زندگی این است كه ما مصیبت به سراغمان میآید، ممكن است شادیمان را از دست بدهیم------- گاهی رفتارهایی (ظالمانه) میبینیم كه از كوره در میرویم، حلم نمیماند------- بالاخره كرایه خانه، خرج زندگی و بیمه و درس و تحصیل و ... داریم، چطور نگران نباشیم؟ این كه در عقل نمیگنجد! ممكن است برخی از شما هم با بار سنگینی آمدهاید؛ شاید از چیزی نگرانید؛ شاید در زندگی با مشكلی روبرو هستید؛ شاید دچار احساس تقصیر یا احساس گناهید. شاید نگرانی مالی دارید. شاید زندگی شما دچار یك بلاتكلیفی زجرآور شده... یادمان باشد كه پولس هم هنگام نوشتن این نامه شرایط ایدهآلی نداشت. او در زندان و در انتظار محاكمه بود. محاكمهای كه شاید در آن با حكم مرگش روبرو میشد. مطمئنم كه نگران نبودن و آرامش داشتن در عقل او هم نمیگنجید. برای همین میگوید:
بدینگونه، آرامش خدا که فراتر از تمامی عقل است، دلها و ذهنهایتان را در مسیح عیسی محفوظ نگاه خواهد داشت (فیلیپیان ۴: ۷)
به عبارتی، خدا به محدودیتهای ما واقف است، او به آنانی كه با او "صلح" كردهاند "آرامش خدا" را عطا میكند كه فراتر از تمامی عقل است. این آرامش قادر است در شرایط بحرانی هم دل و ذهن ما را محفوظ بدارد. این كه مادری برای ۵ سال از فرزند در حال مرگش مراقبت كند، و هر سال سلامت این بچه تحلیل برود، اما وقتی از او میپرسند میگوید: «میدانم خدا دوستش دارد. و تا وقتی پیش من است، من هم او را محبت میكنم، وقتی هم رفت در دستهای شخصی دلسوزتر از من است.» كجایِ این آرامش در عقل میگنجد؟ شاید خواندن این آیه تشویق خوبی برای ما در این قسمت باشد: "همۀ نگرانیهای خود را به او بسپارید زیرا او به فکر شما هست." (اول پطرس۵: ۷) ۳) آرامش برای روابط یكی دیگر از جنبههای آرامشی كه در روح است داشتن آرامش، یا صلح، یا یگانگی با یكدیگر است. این كالای نادری است! شاید شما هم شنیده باشید كه برخی به افتخار از یك صفت خود صحبت میكنند «كه برای من، حرف، حرف خودمه» یا «باید بروی آنقدر بحث كنی و داد و فریاد كنی كه حرفت را به كرسی بنشانی»... اما كلیسا كه اینطور نیست؛ هست؟ ما همه انسانهای دگرگون شده، مقدس ... هستیم. اینطور است؟ - خیر برای همین شما هم حتماً توجه كردهاید كه اكثر «اعمال نفس» كه در این قسمت نام برده شده به جنبه روابطی اشاره دارد. این به خاطر مشكل خاص كلیسای غلاطیه بود. آنها مشكلاتی با هم پیدا كرده بودند. آن نظم، یگانگی را از دست داده بودند یا در حال از دست دادنش بودند. و حتماً باز توجه كردهاید كه اغلب صفات یا اعمالی كه به عنوان ثمره روح نام برده شده هم به همین جنبه روابطی اشاره دارند. یك عده یهودی، یك عده غیریهودیان بودند. حالا یهودیها میخواستند برخی از رسوم خاص فرهنگ خودشان را در قالب یك حكم شرعی اصل ایمان جلوه دهند و لابد چند تا آیه و ... هم در توجیهش جفت و جور كنند و به این صورت غیر یهودیان را به رعایت آن وادار كنند. توصیه پولس به الهام خدا برای همه كلیساهایی كه چنین مشكلی داشتند این بود كه به یاد داشته باشید كه: (الف) مسیح دیوار جدایی را فرو ریخته و دیگر بیگانه و اجنبی وجود ندارد. زیرا چه یهودی چه غیر یهودی به واسطه خون مسیح با خدا آشتی داده میشوند. و (ب) مسیح از همه هموطن و عضو خانوادۀ خدایند. (افسسیان۲: ۱۱- ۲۲) پس اگر اختلافی هم بود، مسیحی كه نشانه او برخورداری از "آرامش مسیح" است، طور دیگری عمل میكند. پولس در رساله فیلیپیان دو همكار خودش در خدمت (اِفُودیه و سینتیخی) را اسم میبرد (فیلیپیان۴: ۳-۲) و از آنها استدعا میكند كه در خداوند یك رأی باشند. ظاهراً اختلافی بینشان بوده. مثال: آشپرخانه، لیست انتظامات، كانون شادی، شام جلسه رهبری، ... اما چرا وسط یك نامه عمومی به كلیسا این مطرح شود كه بعد برای دو هزار سال توسط میلیونها نفر خوانده شود. اتفاقاً شاید بد نباشد كه چنین اختلافاتی ذكر شده كه (الف) ما خادمین كلیسای اولیه را هم از جنس خودمان بدانید (ب) از روش و چارهای كه رسولان برای مشكل آنها تجویز كردند هم باخبر شویم. روش: (۱) پولس جانبداری نمیكند. (۲) از آنها میخواهد به عنوان ایمانداران بالغ خودشان به یك رأیی برسند. او آنها را وادار نمیكند كه به حكم حكومتی او تن دهند. (۳) شخص امینی (اکْلیمِنتُس) را به عنوان كمك و مشاور به آنها معرفی میكند. این شخص هم حتما میدانست كه مسیح صلح دهندگان را فرزندان خدا نامید.
چگونه صاحب این آرامش شویم؟
در كسب «آرامشی كه ثمره روح است» سهمی را خدا داراست و سهمی را ما.
- وقتی به صلح و آشتی و آرامش در رابطه با خدا نیاز داشتیم روح خدا هادی ما به ایمان و توبه بود - وقتی به آرامش و سكنی درون، و آشتی با خودمان احتیاج داشتیم، روح خدا به روح ما شهادت میداد كه فرزندان خداییم. - وقتی «دشمنی، ستیزهجویی، رشک، خشم؛ جاهطلبی، نفاق، دستهبندی، حسد ...» در روابط ما قصد نفوذ پیدا میكنند، روح به یادمان میآورد كه «کنندگان چنین کارها پادشاهی خدا را به میراث نخواهند برد»
اما سهمی هم ما در پاسخ به دعوت خدا داریم كه بسیار جدی است. دعوت كلام خدا به اینكه «به روح رفتار كنید» ظاهری و فرمایشی نیست. كسب این آرامش یك تصمیم هم هست.
بهسعی تمام بکوشید تا آن یگانگی را که از روح است، بهمدد رشتۀ صلح حفظ کنید. (افسسیان ۴: ۳) پس بیایید آنچه را که موجب برقراری صلح و صفا و بنای یکدیگر میشود، دنبال کنیم. (رومیان ۱۴: ۱۹) «هرکه دوستدار حیات است ... باید از بدی روی بتابد و نیکویی پیشه کند؛ و در پی صلح باشد و آرام بجوید.» (اول پطرس۳: ۱۱)
خاتمه
آرامش؛ ثمره یا میوهای چهار فصل!! همانطور كه قبلاً شنیدیم آن «شادی» كه ثمره روح است فقط یك احساس "الكی خوش" بودن نیست بلكه شادی دلیلمند است. «آرامش» هم دلیلمند است. آرامش ما فقط یك نئشگی و خلسه دائمی نیست. - این آرامش روحانی، این سكنی و تسلی ناشی از برقراری آشتی و مشاركت ما با خداست؛ - این آرامش روحی-روانی ناشی از اعتماد و توكل ما به خدا در نیازها و محدودیتهایمان است. - این صلح و یگانگی و آرامش در روابط ما ناشی از آگاهی به این حقیقت است كه همه ما به یك اندازه گناه كرده و از جلال خدا قاصر بودهایم و حالا به فیض او، افتخار یافتهایم كه در مسیح هموطن و عضو خانواده خدا بشویم. یك جوان ۲۴ ساله كانادایی به نام دنی سیمپسون به جرم سرقت از بانك در اتاوا دستگیر و بعد به خاطر سرقت ۶۰۰۰ هزار دلار به شش سال زندان محكوم شد. اما اسلحهای را كه با آن مرتكب دزدی شده بود به موزه سپردند. او یك كلت كالیبر ۴۵ نیمه اتوماتیك را استفاده كرده بود كه اتفاقاً عتیقهای بود دست ساز و قیمتی؛ به ارزش ۱۰۰ هزار دلار!!! اگر دنی سیمپسون میدانست كه چیزی به این با ارزشی در دستش دارد شاید به این سرقت دست نمیزد. گاهی مسیحیان هم به دنبال آرامش هستند؛ در مذهب، در فرمولهای عجیب و غریبی که از این و آن میشنوند، غافل از اینکه آرامش در دسترس آنهاست. چشمان خدا بیش از ۲۰۰۰ سال است كه به دنبال كسانی میگردد كه در پی صلح و "آرامی با او"، باشند؛ در پی "آرامش او" برای دلهای آشوبزده و نگران خود باشند، و در پی صلح و آشتی با همنوعان خود هستند.
متی ۱۱: ۲۸ تا ۳۰ «بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید. یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا ملایم و افتادهدل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک«.
|